تبليغاتX
انتظار

پيام امام زمان

-

مَن اَنكَرَني فَلَيسَ مني وَسَبيلهٌ سَبيلَ اٍبن نوحٍ

آنكس كه مرا باور نداشته وانكار نمايد از من نيست

وسر نوشت او همانند سرنوشت پسر نوح خواهد بود.

(همانگونه كه اين فرزند ناخلف دعوت پدرش را نپذيرفت و

در طوفان غرق شدمنكران حضرت مهدي عليه السلام نيز

در تند باد حوادث نابود گشته واز ميان ميروند)

آدرس:پيامهايي از قائم منتظر صفحه57

-

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 11:27 توسط احسان |

 تشکر میکنم  از تمامی دوستان که منو در این وبلاگ یار کردن

اومیدوارم که از مطالب این وبلاگ خوشتان امده باشد.

با اجازه از همه شما وبلاگ من تغییر کرده است.

این ادرس وبلاگ جدید من است

www.daryae-ehsan.blogfa.com

با نظرات خودتان مرا یاری نمایید

+ نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 11:31 توسط احسان |

قديم نديما ميگفتن: واسه كسي بمير كه برات تب كنه...!

 

لطفا" يكي براي من بميره، آخه چند روزه بدجوري تب کردم

توجه:

این پست برای دوست شناسیه!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 18:28 توسط احسان |

 

 

 محبوب من ! بعد از تو گیجم بی قرارم خالی ام منگم

بردار بستی از چه خواهد شد چه خواهم کرد آونگم

 

سازی غریبم من که در هر پرده ام هر زخمه بنوازد

لحن همایون تو می آید برون از ضرب و آهنگم

 

 تو جرأت رو کردن خود را به من بخشیده ای ورنه

آیینه ای پنهان درون خویشتن از وحشت سنگم

 

صلح است عشق اما اگر پای تو روزی در میان باشد

با چنگ و با دندان برای حفظ تو با هر که می جنگم

 

خود را به سویت می کشانم گام گام و سنگ سنگ اما

توفان جدا می افکند با یک نهیب از تو به فرسنگم

 

در اشک و در لبخند و سوگ و سور رنگ اصلی ام عشق است

 من آسمانم در طلوع و در غروب آبی است پیرنگم

 

از وقت و روز و فصل عصر و جمعه و پاییز دلتنگند

و بی تو من مانند عصر جمعه ی پاییز دلتنگم

 

            

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 19:22 توسط احسان

بشناس مرا حکایتی غمگینم
 

    افسانه تیره شبی سنگینم
   

       تلخم کدرم شکسته ام مسمومم
    

           ای دوست شناختی مرا من اینم
       

                من اینم و غرق خستگی آمده ام
          

                       ویرانم و از شکستگی آمده ام
             

                           از شهر یگانگی ؟فراموشش کن
               

                                از شهر هزار دستگی آمده ام
                

آنجا با هر که زیستم کشت مرا
                  

    هر همخونی به خون آغشت مرا
                                 

       صدها دستی که دوست می خواندمشان
                 

         صدها خنجر شکست در پشت مرا
                         

             اینجا که کسی به من بپیوندد نیست
                            

                 صبحی که به روی ظلمتم خندد نیست
                               

                     زنجیر فراوان فراوان اما
                                

                        چیزی که مرا به زندگی بندد نیست

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 23:0 توسط احسان |

 

تازه تر از همیشه باش
     به وقت خوب ماشدن
          سکوتو یک ترانه کن
             برای همصدا شدن
                  تازه تر از غنچه وبرگ
                       تازه تراز سپیده باش
                           رنگی تراز  رنگین کمون
                               باغ خزون ندیده باش
به وقت وعده گی بزن
   به کوچه ی عشق وخیال
     پر کن ترانه رو پراز
         حس رسیدن به محال
             تو پچ پچ ثانیه ها
                 ساعت واز گذر بگیر
                     بذارکه وقت ما شدن
                          تا همیشه بشه اسیر
                              تازه تر از همیشه باش
                                  برای من که با توام
                                     به وقت خوب وعده گی
                                       فاصله ها رو می شکنم
     گلپوش تر از دشت گلا
        زلال تر از ترانه باش
             به حرمت قرار عشق
                 نسیم عاشقانه باش
                         طلوعی باش برای من
                            شعر غروب غصه باش
                               ستاره تر برای ماه
                                  پایان خوبه قصه باش

 

 

 

 

 

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار انتظار

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 18:23 توسط احسان |

کاشکی اون لحظه اخر اشکامو تو دیده بودی

که شاید دلت میسوختو حالا تو نرفته بودی

حالا بی تو پر دردم پر تردیدمو وحشت

بی تو بودن خیلی تلخه مثه مرگ توی غربت

همه ی شبهای بی تو اشک حسرت تو چشامه

من که باورم نمیشه شایدم خوابی باهامه!

میدونم بر نمیگردی میدونم دوستم نداری

تو همیشه دوری از من من خزونم تو بهاری

کاشکی هر لحظه که نیستیببینی چقدر ضعیفم

که شاید دلت بسوزه واسه این قلب نحیفم

بی تو بودن مثه مرگه مثه مردن توی خوابه

عزیزم تنهایی سخته مثه عشق بی جوابه

اما تو رفتی و حالا دیگه هیچکی رو ندارم

مثه ابرای بهاری شب و روز دارم میبارم

میدونم عشقت بزرگه حتی از سرم زیاده

میدونم دلم کوچیکه طاقت درد و نداره

اما عاشقی همینه اولش خبر نمیده

واسه مردن پیش چشمات اون اجازه نمیگیره

رفتی اما تا همیشه دل بهونتو میگیره

بی وفایی اما قلبم همیشه واست میمیره...

+ نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 18:49 توسط احسان |

به انتظارت خواهم ماند

 

تاابد براي هميشه

 

زيرامي دانم كه به سوي من باز خواهي گشت

 

پس باهمه توانم

 

تلخي اين انتظار را تحمل خواهم كرد

 

به انتظارت خواهم مان د

 

زيرا قلب من با هرتپش خود آهنگ خاطرات گذشته را مي نواز د

 

قلبي كه در آن خاطره ها وخوشي ها

 

تاابد مدفون است

 

حتي اگربدانم جسمت به سوي من باز نمي گردد

 

باز هم به انتظارمي نشين م

 

شايد روزي صداي پايي را بشنوم

 

كه ازآن تو باشد.  

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 4:46 توسط احسان |

من به عشق تو زنده ام ولی تو منو به سادگی به

خاطرات سپردی نمی دانم کجا بروم ؟

شاید من اشتباه کرده ام ولی میدانم روزی تو را خواهم دید

ان روز نزدیک است من تو را به اغوش می کشم وگرمای

تنت را به رخ افتاب و و سرخی لبهایت را به قرمزی گل

سرخ عشق ......منتظر می مانم انتظار برای من اخرین راه

است

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 22:17 توسط احسان |

زندگی بیشترش سوختن است 

 

درس آموختن است.

 

زندگی انتظاری است که آدم ز برادر دارد.

 

زندگی فانوسی است لب دریای خیال آویزان  

 

میتوان آن را دید و نبیش

 

روشن است اما به اندازة خویش

 

زندگی تابلویی است نیمة راه  

 

که ز سر منزل مقصود خبر می آرد

 

کار او هشدار است        

                   

گر مسافر رهش بیدار است

 

زندگی تجربة تلخ فراوان دارد.   

       

دو سه کوچه پس کوچه و اندازة یک عمر بیابان دارد.

 

زندگی زندانی است که در آن بیشتر از زندانی, زندانبان دارد.

 

زندگی دین بزرگی است که بر گردن ماست

 

 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 14:56 توسط احسان |